X
تبلیغات
بارون میاد



وبلاگ بارون میاد برای تبادل لینک آماده است
ما را با بارون میاد لینک کنید و بعد اطلاع دهید وبلاگ روزانه چک میشود
اگر به صورتی خواستید وبلاگ ما را از لینک های خود حذف کنید اطلاع دهید
اگر با اعقاید من مشکل دارید سریعا وبلاگ را ترک نمایید
 اگر انتقاد دوستانه دارید در قسمت نظرات بگویید
از عکس ها به هیچ وجه کپی نکنید
با تشکر میم نویسنده وبلاگ بارون بارون میاد

دوستان حدود 15 لینک امروز حذف شد چون یک سری از دوستان لینک من رو حذف کرده بودند یا وبلاگ خودشون فـــ یلـ تر یا حذف شده بودند البته بعد یک سال لینک ها رو چک کردم 1391/5/2

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 16:17 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا

از اين وبلاگ ديدن فرماييد به جاي " بارون مياد"

روياي خاكستري www.offct.blogfa.com

+ تاريخ جمعه دوم فروردین 1392ساعت 16:49 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

ميخوام وبلاگ رو ببندم :دي

يه وبلاگ جديد ميزنم به زودي :| .....

عيد هم مبارك



+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 19:17 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

برام دعا كنيد ذهنم بهم ريخته است مرسي تا از هفته ديگ با آرامش برگردم

+ تاريخ دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 19:54 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

فکــر می کــردم

در قلب تــ ـــ ـــو
محکومم به حبــس ابد !!
به یکبــاره جــا خــوردم …
وقـــتی
زندان بان برســـرم فریاد زد:
هــی..
تــو
آزادیـــــ!

و صـــدای گامهای غریبهـــ ای که به سلـــول من می آمـــد !

دلنوشته های مهناز


+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 23:9 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

میگذرونــــــــــیم جای

                           این که زندگی کنیم....

لعنت بر آپلود سنتر وطن دانلود که وبلاگ های منو به گه کشید

+ تاريخ شنبه نهم دی 1391ساعت 11:56 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

وای یه دوست دخترم نداریم از این لوس بازیای مسخره عاشقونه باهاش در بیاریــم !!!

دلم گرفته یـــــــــــــــــــــکی بیاد با من دوست بشه !!

+ تاريخ پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 2:23 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شوند

چه سخت است قصه ی عادت ...



+ تاريخ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 20:1 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

وقتی من شکستم هیشکی پشت من نبود

هیشکی دست دراز نکرد به سمت من واسم نموند
تنها موندم وقتی می شد پشت به پشت چشم کبود
هیشکی پشت من نبود هیشکی ت*مشم نبود
روزی هزار تا صفحه پشت سرم میزاشتن
مانع توی راه واسه ی کشتنم می کاشتن
اما من می گفتم تلاش دشمنم بی فایدست
با این هزار تا صفحه مستند می ساختم
هر روز بیشتر درد من تو قلبم
آدمای شهر من قبر من رو کندن
من تو این جهنم همه رویاهامو کشتم
همین دستشو ول کردیم دنیا ما رو گم کرد
کمه اون برادر که توی جنگ من بره
کمه اون برادر که بوی معرفت بده
به خدا قسم نخواستم هیچ زمانی خم بشم
اسیر غم بشم درگیر ماتم بشم

وقتی دل میگیره وقتی لحظه میره
وقتی یکی مثل من که تو جوونی پیره
چشاشو می بنده رو به آسمون میشینه
قشنگیای مردنو توی خواب می بینه

الان که من مردم جسم منو بردن
این اهنگ و یه جا بشین گوش کنش با فرصت
برو تو اتاق من درو ببند پشت سرت
حرف دارم باهات حسابی بگیر بشین محکم
کنار تختم چن تا کشو ان بازشون کن
اولی چند تا کتاب قدیمه یادشون خوش
روزای خوب تو برق صنعتی
اه چقد که سخت بود این درس لعنتی
تو کشوی دوم چند تا عکس تو البوم
خیلی آروم صفحه ی آخرش رو باز کن
این عکس همه دنیا رو به چشم من مه کرد
این چشای لعنتی قلب داداشو له کرد
روزا که نبودی تنها بودم با عشقم
اما خیلی راحت اونم منو ول کرد
بی خیال
کشوی سوم و باز کن داش گلم ای ول
تو کشوی سوم یه عالم شکایت
چند تا قصه تلخ چند تا کتاب از هدایت
چند تا شعر تلخ چند تا گله از رفاقت
یه توتون با یه پیپم واسه ی فراغت
چندتا کام می گیرم میریم واسه ی ادامش
نبینم اشک بریزی اون اشکاتو پاک کن
مث مرد برو به سمت کشوی چهارم
چند تا یادگاری از حسین پناهی
چند تا فیلم هالیوودی چند تا کیمیایی
چند تا سی دی مهمتر اون طرف تو ساکن
آروم بردار خط نیفتن کارای توپاکن
یادگار خاطرات خوب قدیمامن
یادگار خاطرات خوبه من تو پارکن
خوب چشاتو قفل کن تو کشوی پنجمم
این نوشته های منن واسه درد مردمم
اونا که تونستن روزای منو شب کنن
همونا که تونستن قلبم رو غرق غم کنن
یالا مهدی پاشو کشو رو ببند
این به بعد بجنگ رو به مشکلات بخند
مغرور باش داداش تو همیشه محکم بود
این به بعد بجنگ رو به مشکلات بخند

وقتی دل میگیره وقتی لحظه میره
وقتی یکی مثل من که تو جوونی پیره
چشاشو می بنده رو به آسمون میشینه
قشنگیای مردنو توی خواب می بینه

عـلی سـورنا - بعد از من - آلبوم مرد تنها

+ تاريخ شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 17:36 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

منتظر یه اتفاق خوب ...... [[همین]]
+ تاريخ پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 23:21 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

زمین مثلِ یه سیگاره که چندتا پُک ازش مونده

مسافرخونه‌ای تاریک پر از مهمونِ ناخوونده

اتاقاش کهنه و نمناک، بدون پنجره، بی‌‍‌‌در
اسیرِ یه تئاتریم و رسیده پرده‌ی آخر

زمین یه سیبه که کم‌کم، داره رو شاخه می‌پوسه
نمونده فرصتی باقی، شمارش شکلِ معکوسه

دیگه از هیچ طرف نوری به دنیامون نمی‌تابه،
کسی گوشش بدهکاره صدامون نیست... خدا خوابه...

خدا خوابه و دنیا رو سپرده دستِ قاتل‌ها
همه یا باید از اجبار لبِ تیغو ببوسن یا،
مثِ ما زندگیشونو بذارن پای این فریاد
بگن از حالِ اون سیبی که داشت از شاخه می‌افتاد

دیگه سکانِ این کشتی تو دستِ گردنه‌بنداس
جهنم هم - اگه باشه - یه جایی شکلِ این دنیاس

تو دنیایی که رو خاکش کسی گندم نمی‌کاره
فقط حرفِ کسی حرفه که بمبِ هسته‌ای داره

یکی دیگه به جای ما برامون خواب می‌بینه
یکی دیگه به جای ما برامون مُهره می‌چینه

تو این دنیای تاریک هر امیدی نقشِ بر آبه،
کسی چشماش به احوالِ من و ما نیست... خدا خوابه...

خدا خوابه و دنیا رو سپرده دستِ قاتل‌ها
همه یا باید از اجبار لبِ تیغو ببوسن یا،
مثِ ما زندگیشونو بذارن پای این فریاد
بگن از حالِ اون سیبی که داشت از شاخه می‌افتاد

یغما گلرویی

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 3:42 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


بال پروازم بودی , اوج گرفتم ...
همسایه ی ابر و رها تر از باد شدم ...
خندیدم و آسمان را لمس کردم ...
پرنده ای شاد و از مشکلاتم رها ...
قصد رفتن کردی , بالهایم شکست ...
آنگاه انسانی بودم در اوج ...
انسان بی بال در آسمان یعنی سقوط آزاد ...

منبع : از صفحه فــیسبوک
دل نوشته های من ، مهدی ناظری
+ تاريخ شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 17:55 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


درگیر رویای توام
منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت
تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من
انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من
چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم
تا با چشام خواهش کنم
درا رو بستم روت تا
احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی
انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری
اصرار من بی فایدست
هر کاری میکنه دلم
تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تو رو
از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بذار
یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه
به کم قانعم نکن

سروش دادخواه ( خواننده : شادمهر عقیلی )

+ تاريخ جمعه سی ام تیر 1391ساعت 17:29 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


کابوس میدیدم...
از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم...
افسوس..!!
یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...

+ تاريخ شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 15:37 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


خم ميشوم

ودرگوش دختركي كه مرده بدنياآمده است

 ميگويم: آسوده بخواب،چيزي راازدست نداده اي...

+ تاريخ دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 16:37 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

كاش اينجا بودي و من / نصفه و نيمه نبودم

نفست ميپيچيد تو گوشم / اينقدر صدات نميزد اين قلب

برف و بارون نميتونن / منو از تو دور كنن

صدسال تو يه راه موندن / يه لحظه س وقتي با توام

دنيا رو بهم بدن ميگم نميخوام / اگه يه وقت تو نباشي توش

مواظبشم اينكه بين منو و توئه / نميزارم يه خراشي روش بيفته

ديدي ادما از هم ديگه چقد زود خسته ميشن / ميخوام نشه نه،میخوام نشه نه،میخوام نشه

نهميخوام هميشه بمونم / هرويين مني توداري الان يكو وقت نري دو

/ ندي بهم اون حس غريبوچون برميگردي ولي ميگم كه ديره / ميرم و ميرم ديگه برنميگردمبرف و بارون نميتونن /

منو از تو دور كننصدسال تو يه راه موندن / يه لحظه س وقتي با توام

دنيا ما رو اورد اينجا / نديد مثه ما رو هيچ جا / نميكنيم كارو بيجاولي الان كه سيجل کوک زده يكم / بهت ميگم اينو منتظرتم

شده رعد و برقم بزنه بم / يا كه جزر و مد فن بزنه بم

ميمونم برات نازنين / عوضت نميكنم با زمين

ما واس هميم / واس هميمجاهاي بد خيلي رفتم / كاراي بد خيلي كردم

حالا يه درد ته قلبم / معتاد هميم نگو اومده وقت تركم

برف و بارون نميتونن / منو از تو دور كنن

صدسال تو يه راه موندن / يه لحظه ست وقتي با توام

با اینکه الان پیشمی تو عالیه / اسمم با ماتیک رو آینه اس که داره وا میره

بازم کمه نه،بازم کمه نه،بازم کمه نه،میخوام نره نه / هرویین منی توداری الان یکو یه وقت نری دو / ندی حسه غریبوچون برمیگردی آره برمیگردی ولی میگم که دیره / میرم و میرم دیگه بر نمیگردم

برف و بارون نميتونن / منو از تو دور كننصدسال تو يه راه موندن / يه لحظه س وقتي با توام

ترک شماره 10 آلبوم زاخارنامه از گروه زدبازی - منتظر موند کاریه که ....


سلام برگشتم برای تابستون روز های فرد از این به بعد همیشه تا اونجایی که بتونیم وبلاگ رو بروز میکنیم تبادل لینک هم میکنیم تو قسمت نظرات نظر بدین و ... تابستونتون مبارک


+ تاريخ یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 1:15 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


بارون میاد ، آسمون آبیه ، من تو خیابون زانو زدم ، رو به آسمون

بارون میاد من هم میگریم ، خرده خرده شسته میشه خاطرات تلخ

کپی برداری از عکس ممنوع بعدش هم تبادل لینک میکنیم هم نظرات خونده و تایید و پاسخ داده میشود


+ تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 0:33 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

سلام خوبید خوشحالید یا ناراحتید اینجانب دوباره میخوام استارت بزنم با اینکه کارنامم رو خراب کردم با اینکه خیلی اشتباهات بزرگی داشتم یا خیلی کار های بدی کردم داداش عزیزم خواهر های گلم میخوام دوباره شروع کنم میخوام با این زندگی اشتباهاتش مبارزه کنم میخوای یه کارهایی بکنم میخوام تو تابستون اون پیشنهاد رو بدم یعنی میخوام اول یکم از آشفتگی درسی ذهنی و فیزیک بدنی در بیام رو خودم یکم کار کنم به هر صورتی که شده یه جورایی همه رو از خودم راضی کنم که اگر هم روزی فکر خودکشی به سرم زد راحت پا پیش بزارم نه با عذاب وجدان میخوام تا عید به زندگی قشنگ نگاه کنم شاید جواب داد شاید منو ایندفعه زندگی پس نزنه و بگه تو هم بیا تو رینگ از همه اینجا اعلام میکنم من دختری رو دوست دارم که اول اسمش غ هست و برام خیلی عزیزه با اینکه اون منو درست حسابی نمیشناسه ولی اشکال نداره یه روز که باید منو بشناسه

"بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای دادشتون دعـــــــــــــــــــــــــــا کنید موفـــــــــــــــق بشه "

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:23 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |


بیا در کوچه باغ شهر احساس


شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم غمگین

برای قلب پر دردش بمیریم

بیا در کوچه های تنک غربت

برای هر غریب سایه باشیم

بیا هر شب کنار ساحل رود

برای پیچکی همسایه باشیم

اگر صد بار قلبی را شکستیم

بیا یکبار با احساس باشیم


شب یلداتون مبارک ، امشب هم شادن جز من شاد باشید

یک روز به مــــــــــــــرگ نزدیک تر شــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

(( آهنگ وبلاگ عوض شد نظر یادت نره ))

در ضمن آهنگ وبلاگ صدای حامد بهداد اسم آهنگم تاریک تاریکم هست


پی نوشت یازده دی :

حالم عوض شده روز دارن بد و خوب میگذرن دارم گیج میشم همه امتحانامو خراب کردم نمیدونم شاید ندونه من دوسش دارم ولی نمیدونم حالم گرفتس چی کار کنم نمیدونم فکر کنم همه منو فراموش کردنـــــ....

حتی اونایی که دوسشون دارمــــ....


+ تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:41 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

آسمان چشم او آینه کیست

آن که چون آینه با من روبرو بود

درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد

سرنوشت این جدایی دست او بود

آه...

گریه مکن که سرنوشت

گر مرا از تو جدا کرد

عاقبت دلهای ما را

با غم هم آشنا کرد

با غم هم آشنا کرد

چهره اش آینه کیست

آنکه با من روبرو بود

درد و نفرین بر سفر

این گناه از دست او بود

این گناه از دست او بود

ای شکسته خاطر من

روزگارت شادمان باد

ای درخت پرگل من

نو بهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان

سینه تاریک من

سنگ قبر آرزو بود

سنگ قبر آرزو بود

آنچه کردی با دل من

قصهُ سنگ و سبو بود

من گلی پژمرده بودم

گر تو را صد رنگ و بو بود

ای دلت خورشید خندان

سینه تاریک من

سنگ قبر آرزو بود

سنگ قبر آرزو بود

*** وبلاگ دوباره شروع به کار کرد با نظراتتون منو یاری بدین

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 21:41 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

سگ بزنه به این زندگی که هیچیش سر جاش نیست....

هیچوقت کسی که بهش احتیاج داری تو آغوشت نیست....

نمیتونی دهن هر سگی رو ببندی که با حرفاش ***** به زندگی و اعصابت...

که وقت غم و تنهایی و دردت میفهمی هیچ دوستی تو زندگیت نداری...

که وقتی تک تک سلولای وجودت یه کسی میخواد باهاش حرف بزنی...

سگ بزنه به هر چیزی که تو میخوای و نمیتونی بدستش بیاری ...

سگ بزنه به حقایقی که چشمات بروش بستن

سگ بزنه به همه چی ...

سگ بزنه به آهنگ هایی که من گوش میدم ...

سگ بزنه به علایقم...

سگ بزنه به دوستام.....

سگ بزنه به این دنیام.....

سگ بزنه به این زندگی.....

((در ضمن این مطلب اصلاَ طنز نیست))

+ تاريخ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 17:0 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://up.vatandownload.com/images/vi6t3v3ogwc5bmz9t0f9.jpg

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی...

هنوزم قهوه‌تو مثل قدیما تلخ می‌نوشی؟

هنوز شب‌ها توی تختت کتابِ شعر می‌خونی؟
کناره پنجره شادی با یه سیگار پنهونی؟

هنوزم وقتی می‌خندی رو گونه‌ت چال می‌افته؟
هنوزم چشم به راهِ یه سواره زیبای خفته؟

هنوزم عینهو فیلما، یه عشق آتشین می‌خوای؟
هنوزم روحِ هـامـونو، تو جسم جیمزدین می‌خوای؟

می‌دونم وقتی که بارون
تو شب می‌باره بیداری!
بازم قمیشی گوش می‌دی،
هنوز بارونو دوست داری!

یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده‌ توی شالم
بازم ردت رو می‌گیرن همه تو فنجون فالم

تو وقتی شعر می‌خونی منو یادت میاد اصلن؟
تو یادت موندن اون روزا که دیگه برنمی‌گردن؟

همون روزا که از فیلم و شراب و شعر پر بودن
یه کاناپه، دو تا گیلاس، تو و دیوونه‌گیِ من...

بدون حالا بدون ‌تو یکی دلتنگه این گوشه،
هنوزم قهوه‌شو تنها به عشقت تلخ می‌نوشه

می‌دونم وقتی که بارون
تو شب می‌باره بیداری!
بازم قمیشی گوش می‌دی،
هنوز بارونو دوست داری!

شعر از یغما گلرویی

منبع: وبلاگ یغما گلرویی

وبلاگ بارون میاد برای تبادل لینک آماده است

+ تاريخ چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 1:51 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://up.vatandownload.com/images/eqexx9oj8clgp3l04iu.jpg
بیراهه ها رفتی، برده گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی سحر !
در باغ نا تمام تو ، ای کودک ! شاخسار زمرد تنها نبود ، بر زمینه هولی می درخشید.
در دامنه لالایی ، به چشمه وحشت می رفتی ، بازوانت دو ساحل نا همرنگ شمشیر و نوازش بود.
فریب را خندیده ای ، نه لبخند را، نا شناسی را زیسته ای ، نه زیست را.
و آن روز ، و آن لحظه ، از خود گریختی ، سر به بیابان یک درخت نهادی ، به بالش یک وهم.
در پی چه بودی ، آن هنگام ، در راهی از من تا گوشه گیر ساکت آیینه ، در گذری از میوه تا اضطراب رسیدن ؟
ورطه عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ، گریستی .
همیشه - بهار غم را آب دادی ،
فریاد ریشه را در سیاهی فغضا روشن کردی ، بر بت شکوفه شبیخون زدی ، باغبان هول انگیز!
و چه از این گویاتر، خوشه شک پروردی.
و آن شب ، آن تیره شب ، در زمین بستر بذر گریز افشاندی .
و بالین آغاز سفر بود ، پایان سفر بود،دری به فرود،روزنه ای به اوج.
گریستی، ((من))بیخبر، برهر جهش در هر آمد، هر رفت.
وای((من))، کودک تو،در شب صخره ها،از نیلی بالا چه می خواست؟
چشم انداز حیرت شده بود، پهنه انتظار، ربوده راز گرفته نور.
و تو تنهاترین ((من)) بودی.
و تو نزدیکترین((من)) بودی.

و تو رساترین ((من)) بودی، ای ((من)) سحرگاهی، پنجره ای برخیرگی دنیاها سرانگیز!

سهراب سپهری : راز پرچین : هشت کتاب

کپی برداری از عکس با ذکر منبع


پ.ن : این تو یکی از نظرات وبلاگم بود که خیلی ازش خوشم اومد

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها


چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها

+ تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 16:10 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://up.vatandownload.com/images/ykshr1h6qf4nzjzygvx.jpg

کار ما نیست شناسایی راز گل ســرخ

کـار مـا شایـــــــد ایـــن اســـــــــــــــــت

که در افسوس گل سرخ شناور باشــیم

پـــشـــت دانـــــایـــــی اردو بزنــیــــــــــم

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم

کار مــــــــــــــــــــــــا شاید این اســــــت

کـــه مــــــیـــان گـــل نیـــلـــوفـــر و قـــرن 

پـــی آواز حـــقـــیـــقـــت بـــرویــــــــــــم

( کپی از عکس ممنوع )

پ.ن: سلام دوستان گلم فقط یک چیزی میخواستم بگم اگر هر عکسی توی این وبلاگ شما را به صورت های مختلف ازار میده و شما از اون بدتون میاد یا به شما بر خورده یا هزاران اما و اگر دیگر که از این وبلاگ خوشتون نمیاد از شما میخواهم این صفحه را ترک نمایید و با نظرات و با توهین خود ، خودتان را پیش ما سبک نکنید با تشکر از گل روی شما عزیزان همتونم دوست دارم

+ تاريخ دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 3:30 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://up.vatandownload.com/images/r5wkhn56lwfvoy6dgo9u.jpg


زمانی که متولد شدم صدایی در گوشـــــــــم طنین انداز شــــــد و گفت:

.

.

.

.

.

تا آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر عمر با تو هستم!!!

.

.

از او پرسیدم کــــیســـتـی؟

.

.

.

گفت غــــم


کپی از عکس ممنوع میباشد

+ تاريخ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 17:12 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

آن شب ازدوربه روي تونظرميكردم


چون تورفتي زغمت خاك به سرميكردم

نيست جزفكروخيال توبه شب درسرمن

قدرتم بود اگر فكر دگر ميكردم

سوختم درغم توجرات اظهارم نيست

ورنه ميگفتم ومخلوق خبرميكردم

دوش دامان مراشعله ي جانسوز بسوخت

تاسحرشكرمن ازديده ي ترميكردم

دست من كاش بفرمان دلم بودكه من

دل ديوانه ازاين سينه به در میکردم


+ تاريخ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 13:40 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://up.vatandownload.com/images/pyvlq95ic3on9ybf1g2.jpg

این شب ها

چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار

این سهم چشم های من است

از عکس ها کپی نکنید لطفاً چون عکس ها اختصاصی هستند و تک و توک توی اینترنت پیدا میشوند


+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 23:11 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

http://upload.iranvij.ir/images/pjsw5hs3lgkfne6jjip.jpg

پاپ(قسمت 1)

قسم به زندگي كه مرده / قسم به مرگ اون شهيد
قسم به قصه دل و / كه اخرش سر نرسيد
قسم به مهر مادري / قسم به يار و ياوري
قسم به اون خدايي كه / بين ما كرده داوري
رپ(قسمت اول)
به اون طلوع بي نشون به اون همه خط و نشون
قسم به اون حقيقتي كه معلومه با رنگ خون
قسم به مرگ گل ياس قسم به هر چيزي كه خواست
قسم به اون جووني كه زندگي كرده اس و پاس
قسم به زجه يه مرد واسه رسيدن به نون
قسم به گريه دل و قسم به اسم بي نشون
قسم به زخم دشنه ها قسم به مرد قصه ها
قسم به گرمي وجود قسم به غم اين صدا
واسه تلخي زهر نوش واسه حقيقتي خاموش
واسه جدايي دل و واسه ياد تو فراموش
واسه دستاي پاكي كه به گناهي الوده شد
واسه خيال ارامش كه هيچ وقت اسوده نشد
قسم به چشم بسته و خواب دروغ
قسم به ادماي مرده شهر شلوغ
قسم به قصه گوي قصه و مرثيه خون
قسم به وسعت عشق و به مرز جنون
پاپ(قسمت 2)
قسم به همه وجود / قسم به سجده و سجود
قسم به لحظه ودا / قسم به مرگ اين صدا
قسم به بغض سينه ها / قسم به خيسي نگاه
قسم به اون حقيقتي / كه گم شده توي صدا

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 22:29 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |

دوباره برگشتم ولی همه مطالب رو حذف کردم میخوام دوباره شروع کنم با آرمان های جدید

http://www.bebegeneration.de/uploads/pics/Zillisa__EMO_LOVE___--large-msg-118093376072_1ef5906eae.jpg

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 22:9 نويسنده میــ ـم تنهـــ ـا |